- Books

پنجشنبه فیروزه‌ای

  • Title: پنجشنبه فیروزه‌ای
  • Author: سارا عرفانی
  • ISBN: 9789643377984
  • Page: 333
  • Format: None
  • .

    • [PDF] ✓ Free Read ☆ پنجشنبه فیروزه‌ای : by سارا عرفانی ✓
      333 سارا عرفانی
    • thumbnail Title: [PDF] ✓ Free Read ☆ پنجشنبه فیروزه‌ای : by سارا عرفانی ✓
      Posted by:سارا عرفانی
      Published :2019-01-06T08:12:55+00:00

    1 thought on “پنجشنبه فیروزه‌ای

    1. کتاب قشنگی بود، نثر روانی داشت. مفهوم رو هم می رسوندچیز زیادی ندارم ازش بگم ولی خوندنش رو توصیه می کنم. مخصوصا اگر مقیدات مذهبی دارید. چون براتون ملموس تره بعضی چیزهادلم رو یه جاهایی شکوند و یه جاهایی به فکرم انداختبه نظرم قابلیت داشت بیشتر رو بعضی مباحث مانور بده ولی در کل از خ [...]

    2. فضای داستان به حال این روز هایم می خورد. در نتیجه راضی بودم از کتاب.در دو روزی که مشغول این کتاب بودم، دل بد جوری هوای حرم کرد. بس که از اول تا آخر توصیف صحنه ها و حس های آشنا بود.فکر کنم تا به حال داستانی نخوانده بودم که مکان وقوع حادثه( :) ) یک مکان کاملا آشنا باشد. چیز هایی که دوست [...]

    3. پنج ستاره به خاطر این که جای رمان مذهبی تو بازار کتاب ایران خالیه.Young Adult ژانرتو ایران معمولا مبتذل و سطحی شناخته شده و گرچه بیشترین فروش رو در این بازار کساد کتاب ایران داره، اما هیچ وقت جدی گرفته نمی شه و شاید به خاطر همین، معمولا هم کتاب های خوبی بینشون پیدا نمی شه.پنج شنبه فی [...]

    4. بین داستان همش بین دو یا سه ستاره دادن نظرم و عوض میکردم که اخرم ۳ دادم بخاطر ۵۰ ص اولش از حق نگذریم قلم بدی نداشت مخصوصا چند صفحه اول بنظرم واقعا خوب بود اما بعضی قسمتا در حد بعضی رمانای ابکی که تو اینترنت میزارن بود (تعریف کردن از مارک لباس و گرونیه ادکلن و یا اینکه روسری دختره [...]

    5. برای توی قطار می خواستم اول "من او" رو ببرم بعد دیدم خیلی سنگینه گفتم یه کتاب سبکتر بردارم ک چشمم افتاد به ایشون:دیتا برسیم مشهد تقریبا آخراش بودم. روز اول هم تمام شد. همون منطق لبخند مسیح تا حدی توی کتاب حکمفرما بود ولی خیلی بهتر شده بود.هم شخصیت سلمان رو خیلی دوست داشتم و هم شخص [...]

    6. پنجشنبه فیروزه ای بعد از مدت ها کتابی بود که نتونستم بذارمش زمین! از نزدیکی های ظهر شروعش کردم و نزدیکی های اذان صبح تمامفضای معنوی داستان من رو کاملا در خودش غرق کرده بود جوری که وقتی که خواندن کتاب تمام شد دلم میخواست همین حالا میتونستم برم مشهد و حرم و زیارت "جامعه کبیره" بخو [...]

    7. کتاب خوبی بود آنقدر روان و زیبا نوشته شده بود که صبح شنبه ای شروع کردم و فردا توی اتوبوس برگشت از دانشگاه ، آن را به پایان رساندم تمام جملات کتاب مرا بفکر فرو می برد . نه اینکه قرآن باشد و وحی منزل اما با خواندن بعضی پاراگراف ها به این فکر می کردم که آیا من هم یاد گرفته ام برای خد [...]

    8. بهترین شخصیت اون خانم مقنعه سفیده بود . از آخرش خوشم اومد بسیار که با واژه آغاز تموم شد ه بود در واقع با سلام بر آقا و فهمیدن روح زیارت غزاله شروعی دوباره داشت. مشتاق شدم به خوندن زیارت جامعه کبیره و کتاب فنای ادب مقربان مرگ مریم منو خیلی به فکر فرو برد چقدر سریع چقدر ناگهانی یعن [...]

    9. اولین رمانی است که میخوانم و عشق در زندگی مدرن در نهایت نجابت و جذابیت تصویر می شود

    10. یک نوع گارد ضدّ مذهب در جامعه‌ی ما رواج پیدا کرده‌است که یکی از نتایج آن کمبود داستان‌های مذهبی است. با توجّه به کمیاب بودن کتاب‌های خوب که از عنصر مذهب در دنیای امروزی استفاده می‌کنند ، این کتاب از نظر من ارزشمند است.به نظر من نویسنده سعی می‌کند شخصیّت‌های ایده‌آل خود را [...]

    11. خیلی دوست داشتم کتابی باشه که بشه ازش تعریف و تمجید کرد ، چون در این ژانر و این تم داستانی کتاب زیادی نداریم . داستان در واقع یک عاشقانه است با فضایی مذهبی و نگاهی جدید . این یه نکته مثبت خیلی قویه و شکل ارایه داستان هم جذابه . فلش بک ها و فلش فوروارد ها داستان رو زنده کردن . ولی در [...]

    12. رمان عاشقانه ای بود با حال و هوای مذهبی.از نقاط مثبتش پرداختن به زیارت جامعه کبیره بود که خودش یه دوره امام شناسیه.خاطرات دوران دانشجویی و اردوهای مشهد رو برام زنده کرد‌.خصوصا حال و هوای حرم رضوی رو در نیمه شب.نثر روانی داشت و توصیفات قابل تصور بود.نکات آموزنده هم زیاد داشت.از [...]

    13. جایگزین خوب و قابل توصیه برای رمان های مرسوم بین بچه های دبیرستانی!

    14. شروع خیلی خوبی داشت، هیجان و انگیزه لازم برای ادامه داستان را به خواننده می‌دهد. بعد با شروع روایت کم کم حرف اصلی خودش را لابه‌لای اتفاقات متعدد، خیلی شمرده و آرام بیان می‌کند. طوری که اصلا مثل کتاب‌ها و بعضی کارهای تصویری مذهبی توی ذوق نمی‌زند و نصایح گل‌درشت ندارد. حتی جا [...]

    15. اوایل که یکی از دوستان خلاصه اوایل داستان را برایم تعریف میکرد اصلا خوشم نیامد فکر میکردم مثل همین رمانهای بی سروته اینترنتی حالا چند درجه بهتر استاوایل برای وقت گذرانی خواندم اما هر چه به آخر کتاب نزدیک شدم فهمیدم که این کتاب چه تاثیری دارد روی من میگذارد! فکر کنم بهتر باشد ح [...]

    16. اگه چند ماه پیش خونده بودم احتمالا سه میدادم، ولی خیلی به حال و هوای این روزام شبیه بود. به خصوص که دو روز بعد خوندنش رفتم مشهد:) "آقا جان! تو خیلی بزرگواری، ما همین اندازه می خواهیم که تو را ببینیم و با تو باشیم و با تو حرف بزنیم. بیش از این چیزی حالی مان نمی شود. تنها یک حرف داریم و [...]

    17. گوشه ای از دغدغه های دوران دانشجویی رو از زاویه متفاوت بیان کرده بود. قلم روان و نسبتا جذاب داشت و فلش بک های بین داستان برای ادامه دادن کتاب کشش ایجاد می کرد

    18. همیشه موقع خوندن توصیفات رمانای خارجی جای خالی رمان ایرانی با توصیفات مکانها و حالات افراد امروز جامعه رو حس میکردم. اما این کتاب این قضیه رو بخوبی پوشش داد.نمیتونستم ولش کنم واقعا. خیلی خوب بوداردوی دانشجویی نفرات برتر گروه های مختلف دانشگاهی در مشهد. و این بین ماجراهای مختل [...]

    19. عالی بود. خانم عرفانی هر چی جلوتر میرن کاراشون بهتر میشه خداروشکر

    20. تم کتاب مذهبی هستسفردانشجوی به مشهد.و ارتباط خاصی که بین دوتا از دانشجو ها هستاما این ارتباط داری حریم های خاصی هست و بیشتر یک فضای معنوی داردفضای داستان در مشهد اتفاق میافتد و بخشی از داستان مربوط به شرح زیارت جامعه کبیره است.زیارت جامعه کبیره و مشهد دو موضوعی هستن که برای بی [...]

    21. من خیلی تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.فضاش خیلی برام اشنا بود و بعضا دغدغه هاشاز معدود کتابایی بود که عشق بین شخصیت هاش با توجه به ادم ها و شرایط به نظرم معقول و منطقی و ممکن می اومد.خیلی دوستش داشتم در کل.هیچ بدآموزی ندیدم توش و خیلی جاها سعی کرده بود خیلی جیزها رو مثلا غیر مست [...]

    22. از لحاظ نثر و محتوا و کلیت داستان کتابی بود در حد متوسطبه نظر من آنچنان جذابیتی نداشت علی الخصوص آخر داستان که مثل اکثر سریال های ایرانی پایانی باز داشت

    23. .کتاب سارا عرفانی را می خوانم. پنجشنبه ی فیروزه ای اولش آمده بودم تا جبهه بگیرم. فضای غزاله را دوست نداشتم. کمی خشک بود و تلخ و زیادی خانوم بود. اما کم کم به خاطر روسری های بته جقه دارش با هم دوست شدیم. به خاطر اینکه فلسفه می خواند و توی کتابخانه اش " نهایه" بود و اسفار. بعد هم رفتیم [...]

    24. دوست داشتم :مکبر که قد قامت می گوید , همه بلند می شوند . چادر را جلوی صورتم نمی کشم و می گذارم باد خشک به صورتم بخورد . خانمی که کنارم ایستاده می پرسد :"ببخشید اسم پیش نماز چیه ؟"بدون اینکه نگاهش کنم می گویم :"نمی دونم."- پس چطوری نیت کنیم ؟منتظر جوابم نمی ماند . بر می گردد و از آن یکی ب [...]

    25. فضای مذهبی داستان را دوست داشتم. کاملاً مشخص بود از دل برآمده و بسیار به دل می نشست. ولی به نظرم گاهی توصیف ها از آدم های حرم زیاد می شد و حوصله سر بر. شخصیت پردازی در سطح مانده بود مخصوصاً در مورد شخصیت های غیر اصلی. چند راوی بودن داستان خوب در نیامده بود. اما در کل کتابی بود که ار [...]

    26. ضعیف، ضعیف و فقط ضعیف. سارا عرفانی میخواهد اندیشه های ساده اش را با قلم معمولی اش روایت کند که خروجی کار همیشه نامطلوب است. فضای اغراق شده دانشجویان، توصیف عجیب از خادمین حرم، روند خسته کننده و بی منطق داستان و نهایتا، عدم شناخت نویسنده از فضاهایی که روایت می کند، این رمان را ت [...]

    27. بهترین رمانی که به تازگی خواندم. بازی با راوی کتاب ودرگیر کردن خواننده با داستان معرکه است. واقعا هوشمندانه نوشته شده استدست مریزاد

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *